ميرزا محمد حيدر دوغلات

213

تاريخ رشيدى ( فارسي )

( 230 ) . اختلافات مؤلفين متعدد در خصوص فرزندان و جانشينان خضر خواجه ، در مقدمه ، مورد بحث قرار گرفته است . ر . ك : بخش دوم ، ص نود و نه و بعد از آن . ( 231 ) . مشخص نشده كه اين اندازه ، قطر گنبد بوده يا ارتفاع آن . گز در هند ، بخارا و در جاهاى ديگر ، با اختلافات فراوانى به كار مىرود . بابر گز را حدود سى اينچ گرفته ، اما به نظر مردم عوام ، گز اندكى كمتر از اين مقدار است و شايد حدود بيست و هفت اينچ بوده باشد . گز مورد استفاده ميرزا حيدر را مىتوان به همان اندازه مورد نظر بابر فرض كرد ( ر . ك : بابرنامه ، ص 4 ؛ همچنين ص 741 ، پىنوشت شمارهء 255 ) . ( 232 ) . عمارات باستانى كشمير در پايان اين تاريخ نيز مورد توجه قرار گرفته است . رباط يا محل استراحت مسافران ( كاروانسراى ) مذكور را محمد خان به فاصله اندكى از شمال چادر كول ساخته بوده كه ظاهرا تا به امروز [ اواخر قرن نوزدهم ( م ) ] پابرجاست . خرابه‌هاى آن بر سر راه اصلى آلماتى ( يعنى ويرنى ) به كاشغر از طريق قلعه نارين قرار گرفته و اخيرا چند جهانگرد اروپايى آنها را ديده‌اند . يكى از اينها دكتر سيلند ) dnalees . n ( است كه گزارش وى در بناى مذكور ، توسط دكتر لنسدل ) lledsnal ( در كتاب اخيرش ، راجع به جهانگردان چينى تركستان ، به انگليسى نقل شده و به قدرى بر توصيفات ميرزا حيدر تأكيد كرده كه رونويسى آن خالى از فايده نخواهد بود . به گفتهء دكتر سيلند « شگفتى مسافران از مشاهده ساختمان سنگى سفيد مايل به خاكسترى كه با مرور زمان كهنه شده ، اندك نيست ، ساختمانى با حدود 48 گام طول و 36 گام عرض و بامى مسطح كه از وسط به وسيله دو ستون اتصالى نيمه ويرانه ، تقريبا به بلندى 25 پا ، ناهموار گشته است . مدخل بنا نسبتا بلند و طاقدار است كه به فضاى داخلى بدون پنجره منتهى مىگردد . زير ستون اتصالى ، نوعى اطاق يا تالار با جوانبى گنبدى به ارتفاع نه پا ، مركب از اتاق‌ها يا سلول‌هايى در چهار طرف ، به شكل صليب لاتينى وجود دارد . در جنب محل ورودى ، فقط در يك جهت ، راهروهايى افقى ديده مىشود و در اين راهروها مانند جوانب ديگر ، سوراخ‌هايى از سى تا سى و شش اينچ در ديوار تعبيه شده است . اين راهروها به حجرات جداگانه‌اى منتهى مىشود كه كف آنها مربعى شكل و سقفشان به صورت دايره است و به جز جاهايى كه سقف فروريخته ، بقيه جاها در تاريكى مطلق مىباشد . ورودىها چنان پست است كه گاهى اوقات مستلزم خزيدن مىباشد و در اندرونىها نشانى از دودكش ، طاقچه يا محلى براى خوابيدن و نشستن به چشم نمىخورد . در سرتاسر بنايى كه با قطعات ساروج آبى محلى و سنگ رستى قرمز ساخته شده ، هيچ اثرى از محل غذاخورى ، آشپزخانه ، يا حتى اجاق ، موجود نيست . در تالار مركزى ، بقاياى چند گچ‌كارى بدون تزيين ديده مىشود . » دكتر سيلند به طور كلى متوجه شده كه اين بنا شباهتى به ديگر رباطها يا كاروانسراهاى آسياى مركزى ندارد . اما نمىدانم كه آيا او اين بنا را به خرابه‌اى از خرابه‌هاى زمان نسطوريان مرتبط ساخته است يا نه . به گمانم دكتر لسندل به اين كار مبادرت كرده است . به گفتهء وى ، رباط واقع « در مسير راه ميان مقر اسقف كاشغر و محل سكونت مسيحيان چو ، بعيد نيست كه نمودار خرابه‌اى باشد كه در نقشه ختلان به عنوان صومعه ترسيم گرديده . » اما مراجعه به اين نقشه قديمى - تهيه شده در سال 1375 [ ميلادى ( م ) ] - در موافقت با حدس دكتر لنسدل ، كمكى به ما نخواهد كرد . اولا صومعه كشيشان ارمنى و هيئت سن ماتئو » كه در رونوشت ختاى ، اثر يول علامت‌گذارى شده ، در حاشيه درياچه ايسيغ گول قرار گرفته ، يعنى درست در محلى كه از طريق روايات جهانگردان معاصر مىدانيم كه در آنجا خرابه‌هاى معتنابهى - بيشتر در ته درياچه ، نزديك ساحل و گاهى در ساحل - وجود دارد . محل رباط محمد خان تا جنوب درياچه ، از راه نارين 180 مايل و از راه مستقيم 120 مايل بايد بوده باشد . ثانيا دكتر لسندل عبارتى را از دكتر بللو نقل مىكند كه از فحواى آن معلوم است كه از تاريخ رشيدى نقل شده و بنابراين عبارت ، محمد خان « عمارت باستانى هندو ( مشابه ، عمارات كشمير از قالب‌هاى جسيم سنگ ) موسوم به تاش رباط ، در گذرگاه چادر كول